من از زمانی که وارد رشته اقتصاد و بعدش مدیریت شدم، توی ذهنم همیشه بود که باید یه جایی به مسیر مشاوره مدیریت برسم.
قبل از اینکه نزدیک به شاپرک بشم، وقتی اسم مشاوره مدیریت و مدرسه میاومد، شماره یک ذهنم شاپرک بود؛ نمیشه به این مسیر شغلی فکر کرد ولی به شاپرک آبی فکر نکرد.
اگر علم مدیریت را به دو بخش تقسیم کنیم، یک بخشش مدیریت از نظر عملی است و بخش دیگرش هنر مدیریت. بیشتر دورههایی که چه داخل و چه خارج از ایران برگزار میشن، تمرکزشون روی علم مدیریت هست، اما مدرسه شاپرک تا حد خیلی خوبی اون بخش هنر مدیریت را منتقل میکنه. تفاوت اصلیاش با بقیه دورهها هم اینه که سعی میکنه بدون مرزبندی بین هنر و علم مدیریت، اون هنر را هم بهت یاد بده.
صادقانه بگم، من الان خودم را با قبل از دوره، یک آدم متفاوت میبینم. قبلتر تمرکزم کاملاً روی مسائل علمی بود و توی هر دورهای که شرکت میکردم میگفتم یه درصد کمی به علمم اضافه شد، ولی از شروع تا پایان این دوره، کمی هنریتر شدم. تفاوت اصلیام با گذشته اینه که قسمتهایی از علم مدیریت که یاد گرفته بودم، شاپرک با یک هنری اونها را روی بوم نقاشی کشید.
الان که برگشتم به سازمان، هنر حل مسئله را با شیوهای جلو میبرم که خیلی کوتاهتر و با صرف انرژی کمتر به جواب میرسه.
شاپرک آبی، هنر مدیریت
